غصه خور وانایی روحی ندارد
ویژگیهای فرازهای آخر نامه
فرازهای آخر نامه، عباراتی کوتاه و مستقل هستند که آخرین نصایح حضرت خطاب به یک جوان است. این عبارات ممکن است دربارة موضوعاتی مختلف باشند، امّا از یک انسجام درونی خاصی برخوردارند. و همه، زوایای مختلفی از یک حقیقت را نشان میدهند.
جملاتی فوق العاده پر مغز که انسان باید وقت بگذارد و کنار هر کدام از آنها بایستد و فاصلة خودش را از لحاظ روحی و فکری با هر نصیحت بسنجد و بعد سراغ عبارت بعدی برود.
متن و ترجمه
«اِطرَح عَنکَ وارِداتِ الهُمُومِ، بعَزائِمِ الصبرِ و حُسنِ الیقینِ.»
در ابتدای این فراز حضرت میفرماید: «و همومی که به تو روی میآورد را از خودت دور کن»
هموم جمع همّ است و همّ عبارت است از اهمیت دادن به یک موضوع به صورت منفی و تحتتأثیر آن قرار گرفتن و «غصه» خوردن برای آن. توصیة حضرت این است که در کنار مشکلاتی که برای هر کسی وجود دارد، نباید انسان یک موضوعی را آنچنان برای خود مهم قرار دهد، که دربارة آن عمیقاً غصه بخورد.
عوامل هم و غم
این موضوع مهم که عامل ایجاد هم و غم میشود:
1. یا اتفاق ناخوشایندی است که در گذشته رخ داده است،
2. یا اتفاق ناخوشایندی است که شخص، در متن آن قرار دارد،
3. یا موضوعی است که در آینده قرار است اتفاق بیفتد و شما دوست ندارید که اتفاق بیفتد،
4. و یا موضوعی است که در آینده دوست دارید اتفاق بیفتد ولی مقدّمات آن اتفاق به سادگی فراهم نمیشود.
زیانهای روحی و ذهنی«همّ» و «غم»
«غصه» خوردن و «هم» داشتن، از نظر معنوی و انسانی آسیبهای بسیار زیادی دارد:
1. کسی که «غصه» میخورد، بسیاری از تواناییهای روحی و ذهنی خودش را نابود میکند. غصه خوردن:
أ. «خلاقیت»های انسان را از بین میبرد.
ب. «حافظه» انسان را زائل میکند.
ت. «عقل» انسان را نابود میکند.
ث. «بصیرت» را از بین میبرد.
ج. «قدرت تمرکز» را از بین میبرد.
ح. ارادة انسان را ضعیف میکند.
2. چنین غصه خوردنهایی آثار مخربی در جسم هم دارد، و میتواند عامل بیماریهای عصبی نیز باشد.
3. غصه خوردن، آرامش انسان را از بین میبرد.
زیانهای معنوی همّ و غم
1. توجه به مهمّات معنوی را از انسان میگیرد: «غصه» خوردن، حالات معنوی انسان را مختل میکند. انسانی که ظرف قلب خودش را با هموم دنیایی پُر کرده است، نمیتواند به هموم آخرتی بپردازد. نفسش اجازه نمیدهد که نوبت به هموم آخرتی برسد. کسی که نسبت به دنیا همّ داشت، دیگر به مهمّات معنوی اهتمام نخواهد ورزید؛ همّ و غمّ، فرصت پرداختن به موضوعاتی که واقعاً در زندگی و بندگی مهم هستند را از آدم میگیرد.
2. شکر را از انسان میگیرد: کسی که درگیر هم و غمّ است، همانطور که اشاره کردیم، تمرکز ندارد، آرامش ندارد، و لذا نعمتها را هم نمیبیند. نعمتها را که ندید، شکر هم نمیتواند بکند. ممکن است یک شکر بیمعنایی بکند، یک آه عمیقی بکشد و بعد بگوید: «آه خدایا شکر»، امّا واقعاً شادی شکر در وجودش نخواهد آمد.
3. خوف از خدا را در انسان از بین میبرد: وقتی که انسان همّ و غصة دنیا را داشت، دیگر نوبت به غصههای معنوی و آخرتی نمیرسد، لذا سراغ استغفار هم نمیرود. خدا و آخرت برای او در درجة دوم اهمیت قرار خواهد گرفت. میگوید: ولمان کن تو را به خدا من بروم غصة جهنم را بخورم؟!
4. قدرت تمرکز در امور معنوی را از انسان میگیرد: همّ، قدرت تمرکز انسان را به خودش مشغول میکند، در نتیجه انسان قدرت تمرکز پیدا کردن براساس معرفت و محبتهای معنوی را از دست خواهد داد. و نتیجۀ اصلی اینکه هیچ وقت نمیتواند سر نماز تمرکز پیدا کند؛ چون فقط غصههای دنیایی است که برای او تمرکز ایجاد میکند.
همّ و غم، یک بیماری روحی
اگر انسان به فکر رهایی از غصه خوردن نیفتد و کم کم به غصه خوردن عادت پیدا کند، کم کم این غصه خوردن تبدیل به یک بیماری میشود که
1. در همه جا دنبال غصه میگردد،
2. بیشتر از دیگران از مشکلات تأثیر منفی میپذیرد،
3. و حتی بیشتر از دیگران مشکلات را میبیند.
مانند کسی که به عصبانی شدن عادت کند، روحش دنبال بهانه برای عصبی شدن میگردد.
هم و غم، عامل پرداختن به معاصی
افرادی که اهل غصه خوردن میشوند، برای اینکه از غصه نجات پیدا کنند، به مشروبخواری، رقص و پایکوبی، انواع موسیقیها، انواع و اقسام تفریحات هیجانانگیز و انواع ارتباطات معصیتآلود روی میآورند. انسان به معصیت نیاز ندارد امّا احتیاج بیش از اندازه به معصیت در دنیای امروز، به خاطر گرفتاری به هم و غم است.
غصه خوردن موجب «ناشکری» هم میشود؛ چه ناشکری ناشی از فراموشی نعمات و چه ناشکری ناشی از عدم استفادة صحیح از نعمات.
راه درست پرداختن به همّ و غم
هنگامی که روح انسان از هم و غم دنیوی خالی باشد، تازه میتواند به هم و غم های کلیدی عالم برسد. مثل غصه خوردن برای تاخیر فرج، غصه خوردن برای مشکلات جهان بشریت، غصه خوردن برای معاد و صحرای محشر و غصه خوردن برای مصائب اهلبیت علیهمالسلام.
چگونه با مشکلات مواجه شویم؟
در برابر هر مصیبت، مشکل یا نگرانی باید دو کار انجام بدهیم:
1. یاد بگیریم غصه نخوریم: مشکلات در زندگی همیشه هست. آیا با غصه خوردن و درگیر کردن ذهنت و از بین بردن شادیهایت، مشکل حل میشود و منفعتی برای تو جلب خواهد شد؟ خصوصاً غصه خوردن نسبت به گذشته که «ما فتی مضی» هر چه بود گذشت.
ما باید یاد بگیریم غصه نخوریم. ما باید به همدیگر کمک بکنیم تا با مشکلات کنار بیاییم. وقتی با آدم غصهدار مواجه میشویم، سعی کنیم با یادآوری نعمات و نکات مثبت زندگیش، او را از غصه خوردن رها کنیم.
2. ایجاد آرامش، بستری برای یافتن راه حل مشکلات:
آرامش که پیدا کردیم، تازه میتوانیم برای یافتن راهحلهای منطقیِ حل مشکل، تمرکز پیدا کنیم. تازه فکرمان برای چارهجویی، آزاد میشود.
گاهی انسانها فکر میکنند که برای رهایی از غم و غصه نیاز به هیجان و تفریحاتی دارند که برای آنها شادی بیاورد و برای این کارها هزینههای بالایی را هم صرف میکنند. در حالی که ما میتوانیم با آرامش، بستر به وجود آمدن هم و غم، یعنی همان مشکلات، را از بین برده و ریشه کن کنیم، که در این صورت نیازی به تفریحات کاذب برای جبران هم و غم نداریم، این آرامش، نه تنها مانع بروز غم شده بلکه سر آغاز همه خیرات است که «الا بذکر الله تطمئن القلوب»
راه رهایی از همّ و غم
1. صبر در برابر مشکلات: «اِطرَح عَنکَ وارِداتِ الهُمُوم، بِعَزائِم الصَّبر.» یکی از سنت های الهی، وجود مشکلات و غمها در زندگی دنیوی است که ما با قشنگ صبر کردن، باید غم و غصه خوردن برای مشکلات را از خودمان دور کنیم. به خود بگوییم مشکل پیش آمده، تو باید صبرکنی.
قبل از اینکه برای مشکلاتمان دنبال مجرم و مقصر بگردیم، این را به خود تلقین کنیم که بناست صبر کنیم و نداشتن مشکل را خوشبختی ندانیم، چرا که نداشتن مشکل در زندگی دنیوی امری است محال.
صبر، کار بسیار دشواری است، زیرا خداوند میفرماید «خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَل؛ انسان از عجله آفریده شده است.»[2] برای انسانی که چنین آفریده شده است، صبر کار دشواریست. و ما با پذیرفتن دشوار بودن صبر، میتوانیم با سختی آن مقابله کنیم.
البته عجله در زندگی ما مصداقهای مختلفی دارد که برخی از مصادیق آنها خوب هم هستند مانند عجله در اشتیاقهای معنوی که مثال اعلای آن میل به شهادت در راه خداست.
2. حُسن یقین: «اِطرَح عَنکَ وارِداتِ الهُمُوم بِعَزائِم الصَّبر وَ حُسنِ الیَقین.» بعضیها یقین دارند که خدا مشکل شان را حل میکند؛ این خوب است اما حُسن یقین نیست. حُسن یقین داشتن یعنی یقین به کوتاهی دنیا، یقین به اینکه در قیامت با دیدن مقام کسانی که در دنیا زجر کشیدند، آرزو میکنی که ای کاش در دنیا با مقراض تکه تکه میشدی، اما این مقامها را بدست میآوردی، یقین به مهربانی خدا به اینکه تو همین الان در عین وجود مشکلات، حتماً در آغوش مهر خدا قرار داری.
اگر یقین پیدا نکنی به مهربانی خدا، به خاطر معاصی خود از رحمت الهی مأیوس میشوی که آیا خدا با این وضعیت من، به من نگاه خواهد کرد؟ باید مدام تمرین حُسن یقین داشته باشیم، که اگر چنین نشود، مهمترین جایی که انسان زمین خواهد خورد، هنگام جان دادن است. در روایت آمده است که شیطان بالاترین مکرش را برای گمراهی انسان، هنگام مرگ او به کار میبندد و اگر در چنین لحظاتی مجهز به حُسن یقین نباشیم، هلاک میشویم.
نکاتی در مورد پیشگیری از مبتلا شدن به هم و غم
1. با کسانی که هم و غم را زیاد میکنند همنشینی نکنید.
2. در روایت آمده که لباست را بشور و بپوش، هم و غم از بین میرود.
3. یاد مرگ، هم و غم انسان را از بین میبرد.
4. نگاه کردن به مشکلاتِ سختتر دیگران.
5. همنشینی با دردمندان، فقرا و محرومین.
6. ظرفِ غصه و غم را قبل از پر شدن از هموم شخصی با بلاها و مصائب اهلبیت پر کنیم.
روضه ای که حتی امام حسین علیهالسلام هم گریه برای آن بسیار می کند روضه زینب کبری است. زیرا شهدای کربلا همه در کربلا با شهادت شاد شدند. حتّی امام حسین را خدا در روز عاشورا شاد کرد، اما امان از دل زینب. زینب چگونه میتواند بعد از امام حسین و یارانش به زندگی ادامه دهد...
الا لعنت الله علی القوم الظّالمین
